ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد
زنی در حال عبور اورا دید
اورا به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید
و گفت مواظب خودت باش
کودک پرسید : ببخشید خانم شما خدا هستید؟؟؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم
کودک گفت : می دانستم با او نسبتی داری....
برچسب: خدا,خداحافظ,خدایا,خدا هست,خداداد عزیزی,خدایا شکرت,خدای جنگ,خداحافظی تلخ,خدايا,خداحافظی,
نویسنده: آرتمیس خلیلی